X
تبلیغات
روزگـــــــــــــــــــــــــــــــــار

روزگـــــــــــــــــــــــــــــــــار
ما!جسم پژو مغز پیکان 
نويسندگان
لینک دوستان
خــوش اومــــــــــــــــدی

here is your home

گذاشتن نظر ملاک نیستمهم خواندن مطالب است

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 ] [ 9:48 AM ] [ alone boy ]

اهنگ سوت و کور از البوم استرس

Stress Booklet

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 0:8 AM ] [ alone boy ]

توصیه میکنم حتما دانلود کنین.ورژن جدید اهنگ بادوبارون از البوم اما(EMA)از زدبازی

اهنگ بادوبارون حسین و صادق

دانلود آهنگ با کیفیتMP3 128

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 12:55 PM ] [ alone boy ]

 چپ 

راست

راست

چپ 

راه نمی روند

 

گاوهای عاشق

که علف می کِشند

و شعرشان

در پستان

می خشکد

 

و با عینک هایی بر چشم

در می نوردند

خطوط اندام یکدیگر را

که در بستر رودخانه

روی هم می افتد

 

نیم متر از آسمان پایین تر

گاوهای عاشق

علف می کشند

و با موسیقی کلیسا ها و مسجد ها

بندری می خورند

بندری می رقصند

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 2:45 PM ] [ alone boy ]

مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست! بوسه نمیخواهم،چیزی بگو.

......♫....♪....


" احمد شاملو "

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 10:18 PM ] [ alone boy ]

دست بردار از این میکده‌ی سر به سری
پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری...
که فقط،
فکر کنی بهتری...


دست بردار و برو، ول کن این خم ساغری
ای عشق با تو حرف می‌زنم، ای رنج مگر آجری...


بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است...


ای دهر تو بخور این راه را کلاً، که ما نخواستیم داوری...
ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم، دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
[ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...]


حلقه بر در می‌زنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم
[کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...]

ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

حلقه بر در می‌زنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم
.

زمانه به ما هیچ نداده‌ست یاوری (زمانه به ما هیچ نکرده‌ست داوری)
خورشید به ما هیچ نکرد‌ه‌ست مادری


درد می‌پیچد در دل‌مان یکهو،
درد می‌پیچد،
که هیچ نداریم انگار چیزی در سر

چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟
شکایت کجا بریم؟

ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...
[گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من]

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم...

ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...

ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت

کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 10:28 AM ] [ alone boy ]

هر جا  چراغی روشنه

از ترس تنها بودنه

ای ترس تنهایی من

اینجا چراغی روشنه

اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه

هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه

جایی که من تنها شدم شب قبله گاه آخره

اونجا تو این قطب  سکوت کابوس طولانی تره

من ماه میبینم هنوز

این کور سوی روشن و

اینقدر سو سو میزنم شاید یه شب دیدی من و

شاید شبی دیدی منو

هرجا چراغی روشنه...

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 4:54 PM ] [ alone boy ]
ایـن و آن را به سـوال می کـشـد
درد مـی کـشـد
درد از روی مـغـز,از روی بـلاتـکـلـیفـی
سـمـت راست را نمیفهمد
چه کسی میفهمد؟
شاید این باشـد,شایــــد آن؟
چه کـسـی مـیـفـهـمـد؟
تـیـکـه سـنـگـی مـیـلـغـزد
چـه کـسـی مـیفهـمـد؟
مـاجـرای سـنــگ لـغـزان؟
ســاز هــای خــرافــات درد اســت
این فــقــط ســنـگ فـهـمیـد
چه کـسـی مـیفـهمـد؟
بـــوی اثـار روبــاه
لحــظـه ی تـلـخ ذوق هـا
حمـله روی خـط مــغــز هـا
چــه کــسی مـیـفـهـمـد؟

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 ] [ 10:25 PM ] [ alone boy ]

به مــا مــی گــفــتــنــد :

نباید پپسی بخورید گناه دارد!

وقتی به تهران آمدم ، اولین کاری که کردم

از یک دست فروش یک پپسی گرفتم

درش تالاپ صدا داد و باز شد

بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است

آن روز نتیجه گرفتم که :

گناه خیلی شیرین است.


♥♥حـسیـن پـناهی♥♥

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ] [ 9:33 AM ] [ alone boy ]
 در پي درخواست وزير آموزش و پرورش براي جداسازي كتاب درسي دختران و پسران ،‌ داستان

دهقان فداكار در كتاب درسي دختران  به صغراي فداكار تبديل شد

داستان جديد:

     صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش ببندد و به آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده کند که یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه ی مسافران شهید شدند اما صغرای فداکار دین و اعتقادش را زیر پا نگذاشت.

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 2:50 PM ] [ alone boy ]

دیشب یه پشه نیشم زد .

پاشدم دنبالش کردم .

بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم !

اومدم بکشمش ،

یــهـو گفت: بــابــا !!!

راست میگفت : من باباش بودم !

آخه خون من تو رگهاش بود !

تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !!!

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 1:44 PM ] [ alone boy ]
در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد .
بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیدا
کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد .
سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند .
سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی"اهمیت بستن گربه"
و الان هم رسیده به ما...

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 8:35 AM ] [ alone boy ]

خدایا حواست هست؟؟؟

صدای هق هق ام از گلویی می آید که تو گفتی از رگش به من نزدیکتری...

مشکلی نیس بــمــانـــد...

AZD100

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ] [ 4:8 PM ] [ alone boy ]

ای سقوط بی‌ تامل زیر تکبیر مداوم
معترض شرم قدیمی‌‌ ای تباهی مقاوم
به کدوم مذهب شومی که چشات رنگ عبوره
میشنوم صدای مرگو بی‌ ترحم تو عبور
تو خودت خواستی‌ که دنیا به حضور من بخنده
این طبیعی که روحم تو گذشته‌ها بگنده
وقتی‌ تفسیر حضورت بی‌ بها و بی‌ دلیله
تو نمایندهٔ قومی شدی که تنش علیله
من چرا باید نگامو با چشای تو بسنجم
تو گلوت هرزه می‌خونه چرا از صدات نرنجم؟
بوی یک عقده پنهون میاد از کاسه چشمات
یه هزارست که تو داری این جنازه رو تو دستات
من خجالت زدهٔ گناهو معشوق تو هستم
تو حماقت طلوعی و من از این غروب میترسم

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه پنجم آبان 1391 ] [ 12:13 PM ] [ alone boy ]
پشت دیوارهمین کوچه بدارم بزنید...



من که رفتم...بنشینیدوفریادم بزنید...



باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد...



بنویسید که بد بودم دارم بزنید...



من از آیین شما سیر شدم...



پنجه درهرچه که واهمه دارم بزنید...



دست هایم چقدر بود که به دریانرسید؟؟؟



خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید...

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه بیست و نهم مهر 1391 ] [ 2:41 PM ] [ alone boy ]

ديگر از عبور در حاشيه خسته ام ...

هوای اين اطراف بر سرم  لحافِ سنگينی ست

حالم درد میکنـــد ...

گاهی فکر می کنم

در روزهای خستــه مرگ حتی ادامــه ی تنهايی ماست

تو صاحبِ همه چيزِ اين اتاق بی همه چيزی قبو ل!

امــّــا اين خانه مهمان تازه نمی خواهد برو!

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 4:1 PM ] [ alone boy ]

الهه ی دروغین زمان ما

بالای سرش
کبریت حادثه را
چون بکشد., بر اندام غمگینش
باید که نخوابد.

آرام بوسه بگیرد

بدهد دست هایش بالا

تسلیم نشود

به سلامتی مرگ

سگی بزند
زندگی کند
AZD100%

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 4:54 PM ] [ alone boy ]

تو اون دردی که تو تاریخ به پای واژه افتاده

تو از نسلی که تو جنگم ببین مردونه وایستاده

تو با غروری و تلخی تو لحنت مثلِ حرفاته

یه جماعتی با عشق به دردای تو دل داده

که به هم نسلِ غمگینت شرافت رو تو یاد دادی

تو حک می‌شی تو قلبِ تن به اسمِ خوبه آزادی

azd100%

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 3:20 PM ] [ alone boy ]
به کثیفی این جمله ، که بگم 
آه .....این یه سرنوشته 
تف کن تو صورت من 
خسته ام خیلی عزیزم
به تلافی این شب 
این سیاهی سی ساله 
به بخوابی این اسبان ، این چند میلیون گوساله 
به این که چطور یادمون رفت ، اشتباهات گذشته
برگردون زندگیمو
رو به اخر بودن
بزار معنی بگیره 
شعر مرگ و سرودن
AZD100%

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 4:38 PM ] [ alone boy ]

همیشه

فردای خود را صدا زدم

چون بهش اعتماد داشتم

اما

هیچوقت امروز را صدا نزدم

چون بهش اعتماد نداشتم

ولی الان فهمیدم

امروز همان فردای دیروز

است

AZDTRW100%

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 11:25 AM ] [ alone boy ]
از آمدنم هیچ معلوم نشد
یک نمای الکی، یک نمای الکی
این جان نزارم هیچ پالوده نشد
یک فضای الکی، یک فضای الکی
از سطح خرافه این زبانم نگذشت
یک صدای الکی، یک صدای الکی
گل یافته شد به دست منپوچ نشد
یک هوای الکی، یک هوای الکی
***
از آمدن و رفتن ما سودی کو
یک حبوط الکی، یک سقوط الکی
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم، مامور که گرفت ما را بابا خیط نشد
به خدای الکی، یک به خدای الکی
***
خر از سر شهنه، یک نمد ساخت ولی
یک کُلای الکی، یک کُلای الکی
سرتاسر صحنه آش نذری بود
نیّتای الکی، نیّتای الکی
یک هفته به من مرخّصی می دی؟
لذّتای الکی، لذّتای الکی
با اون گُلای پائولوروسی حال کردم
یک گُلای الکی، یک گُلای الکی
دست پخت عشقم قورمه سبزی بود
سبزیای الکی، سبزیای الکی
***
وای دهه ی چهل خیلی باحال نو و او او او ووو
وستالژیای الکی، تالژیای الکی
ایام قدیم مردونگی بود
هیبتای الکی، هیکلای الکی
وقتی بچه بودیم نون خونگی بود
مزّه های الکی، مزّه های الکی
مردا حالا دیگه سیبیلشو دارند
سیبیلای الکی، سیبیلای الکی
تا حالا جمعِ روشن فکرا رفتی؟
روشنفکرای الکی، چهره های الکی
تا حالا تفریق روشن فکرا رفتی؟
تیکه های الکی، تیکه های الکی
تا حالا ضرب روشنفکرا، تقسیم روشنفکرا رفتی؟
ماس مالیای الکی، ماس مالیای الکی
تا حالا با رئیس وستینگهاوس شام خوردی؟
لحظه های الکی، لحظه های الکی
تا حالا از کسی دل بردی؟ اوهوم اوهوم اوهوم، اوهوم اوهوم اوهوم
سرفه های الکی، سرفه های الکی
اونا با ما دشمنن، ما خوبیم اونا انن، این غربیای الکی، این شرقیای الکی
توهمای الکی، توهمای الکی
تا حالا زنی که پل ریکور بخونه دیدی؟
دانشای الکی، دانشای الکی
تا حالا با زنی که پل ریکور خون باشه... هوم.....؟
هوی و های الکی، هوی و های الکی
یک هوای الکی (هوا هوا هوا) یک فضای الکی (فضا فضا فضا)
یک هوای الکی (هوا هوا هوا) یک فضای الکی (فضا فضا فضا)
از شهر برو بیرون فضات عوض شه
جاده های الکی
کوه ها، دشت ها، تپه های الکی، تپه های الکی، خلقتای الکی
***
قدم زدن در زیر بارون، رو ماسه ها دراز کشیدن
قدم زدن در زیر بارون رو ماسه ها دراز کشیدن
اینا همه با اون صفا داشت، دنیای عشق ما چه ها داشت
یک وفای الکی، یک صفای الکی
یک وفای الکی، یک صفای الکی
من هرچی می گم واسه خودته دختر
ادعای الکی، ادعای الکی
این چه جور ، این چه جور جفایی ه که دیگه جفا نمی کنی؟
زر زرای الکی، زر زرای الکی
تو نسبت به دیگران موفق تری
نسبتای الکی، نسبتای الکی
باید سعی کنی از قافله عقب نمونی
سبقتای الکی، سبقتای الکی
باید سعی کنی همه چی رو ول کنی بدویی بندازی بدویی تا انتها
بدویی تا انتها
انتها
انتهای الکی
نه نه، انتها، انتها، انتهای همه چی، انتهای همین سِتلیس، انتهای امشب، انتهای همین کنسرت
انتها!
انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی
انتها، انتها، انتها، انتها
ccccc

زر زرهای الکی

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 3:10 PM ] [ alone boy ]



روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد

و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.

 

روزی كه كمترين سرود

                      بوسه است

و هر انسان

 برای هر انسان

برادری ست .

روزی كه ديگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ايست

و قلب

برای زندگی بس است.

 

روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی . 

روزی كه آهنگ هر حرف ، زندگی ست

تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم. 

روزی كه هر حرف ترانه ايست

تا كمترين سرود بوسه باشد .

  

روزی كه تو بيايی ، برای هميشه بيايی

و مهربانی با زيبايی يكسان شود .

روزی كه ما دوباره برای كبوترهايمان دانه بريزيم...

 

و من آنروز را انتظار می كشم

حتی روزی

كه ديگر

نباشم .

 

 احمد شاملو


"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه یکم مهر 1391 ] [ 11:36 AM ] [ alone boy ]

تسلیت

بقیه تصاویر در ادامه مطلب...

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 10:40 AM ] [ alone boy ]

                                       انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه !


یه سوال فنی:

چرا “فوت” سرده و “ها” گرمه ؟

مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا “فوت” میکنی سرده و “ها” میکنی گرمه ؟



 حالا به این فکر کردین ؟

چرا سیصد تومن ، سی تا صد تومنی نمیشه؟

ولی هشتصد تومن ، هشت تا صد تومنی میشه !؟



   فقط یه ایرانی می تونه بره به یک مسافرت چند روزه برای استراحت…

  بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه برای اون چند روز استراحت



هیچ لذتی مثل این نیست دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یکیشو رو فرش پیدا کنی



فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛

نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد.

جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی!

ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا



توجه :

هارد و دسکتاپ هر فرد نشان دهنده شخصیت اوست !



ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم

که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !



اون زمان که میلیون پول بود ، ما اون میلیونُ نداشتیم . الان که میلیارد پوله ، ما باز اون میلیونُ نداریم:

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 5:20 PM ] [ alone boy ]

"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه سی ام تیر 1391 ] [ 4:31 PM ] [ alone boy ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

10 نکته درباره آرامش

1 . لبخند همه عضلات صورت را آرام می کند و زنجیره ای از واکنش های عصبی را کنار می زند و موجب می شود که احساس لذت بخشی پیدا کنی (احساس آرامش) .

2 . چرا نگاه کردن به ماهی ها آرامش بخش است؟ برای آن که ماهی ها، آرام حرکت می کنند و مهم تر از آن، آرام تنفس می کنند و نگاه به آن ها، مثل نگاه کردن به منظره دریاست .

3 . برای آرامش بدوید! دویدن و پیاده روی، هر دو از پادزهرهای واقعی مقابله با فشارهای عصبی اند . کار ساده ای است و آموزشی خاص نیز لازم ندارد و شما در دویست متر اول، متوجه تاثیرات مطلوب آن خواهید شد .

4 . به صدای تنفس خود توجه کنید; وقتی در حال ورود به جهنم عصبانیت هستید، چند لحظه به صدای دم و بازدم خود خوب و دقیق گوش فرا دهید و بدانید وقتی واقعا صدای تنفس خود را می شنوید، آرامش از شما چندان دور نیست .

5 . اگر تمرین دست یابی به آرامش را در یک جای خاصی مثل نیمکت یک پارک یا یک صندلی راحتی انجام می دهید، خیلی زود ضمیر ناخودآگاه شما عادت می کند و احساساتی آرام بخش، شما را با آن جای خاص مرتبط کند . فقط و فقط به آن مکان خاص روی آورید و آرامش را به دست آورید .

6 . پیش از این، وقتی تحت فشار روحی قرار می گرفتید، به طور ناخودآگاه ابروان خود را مالش می دادید; اما از این به بعد، کاملا آگاهانه این کار را انجام دهید; زیرا طبق اصول طب فشاری، نقاط آرامش بخش ما روی ابروان قرار دارد و با مالش دادن آن ها به طرف داخل، آرامش به ما بر می گردد .

7 . نگرانی های خود را بنویسید; جای شگفتی است که چطور بسیاری از نگرانی های شما رفع می شود; وقتی آن ها را روی قطعه ای کاغذ می نویسید . آن گاه امکان وقوع آن ها را بررسی کنید; خواهید دید که از هر ده مورد نه مورد آن نامحتمل است .

8 . مهم نیست چه اعتقادی دارید; مکان های مذهبی مانند معابد و مساجدیا مکان هایی عمومی مثل یک پارک کنترل شده که تمیز باشه جاهایی فوق العاده آرامش بخشی هستند . یک گوشه را انتخاب کنید و بنشینید و مجذوب فضای پرآرامش و پرسکونی شوید که از این مکان می تراود .

9 . اگر می خواهید احساس آرامش داشته باشید، میوه و سبزیجات تازه بیشتر مصرف کنید و رژیم غذایی خود را تعدیل نمایید .

10 . آرامش جویی را از بچه ها بیاموزید; آنان هر لحظه با شادی کوچکی، شاد می شوند; سعی کنید چنین باشید و حتما می توانید .




چگونه زندگی کنیم

زندگی، اعمالی است که بین زمانیکه پا به این دنیا می گذاریم و زمانیکه از این دنیا می رویم انجام می دهیم. فقط یک بار شانس آنرا داریم و باوجود آنچه بقیه مردم ممکن است تصور کنند، این خود ما هستیم که باید تصمیم بگیریم با آن چه کنیم.

زندگی با ساعت ها و دقیقه ها اندازه گیری نمی شود. باید آنرا با خاطرات و لحظات سنجید. وقتی این جمله را خواندید چه حسی پیدا کردید؟

زندگی یا برای ما اتفاق می افتد یا ما آنرا به چنگ می آوریم. در اینجا 10 راه عالی برای به چنگ آوردن زندگی و شروع به زیستن در آن به شما معرفی می کنیم.

1. برای طلب کردن زندگی به خودتان اجازه دهید. درست است، اجازه بدهید. شما تنها کسی هستید که می تواند تصمیم بگیرد که مسئول زندگیش باشد. بااینکه شاید به نظر برسد نباید اینکار را بکنید، اما این ویرایشگرهای درونیتان، آن ضبط صوتی که مدام بایدها و نبایدها و قوانینی که به شما تعلق ندارد را به شما گوشزد می کند را خاموش کنید.

2. زندگی کردن را برای خودتان تعریف کنید. به آن اندازه ای که به نظر می رسد سخت نیست. فقط کافی است خودتان را در پایان زندگیتان تصویر کنید که به عقب نگاه می کند. دوست دارید در آن زمان خودتان را چطور توصیف کنید؟

3. دست از زندگی کردن در آینده بردارید. هر زمان که گفتید "یک روز" یا "هر زمان وقت کردم اینکار را می کنم"، از خودتان بپرسید، "چرا الان نه؟" به این جمله فکر کنید: "همیشه می خواستم اما هیچوقت اینکار را نکردم." کارهایی که همیشه دوست داشتید را انجام دهید، همین امروز، همین الان. هر روز صبح زندگیتان را انتخاب کنید. هر روز برای انجام کاری در آن روز برنامه ریزی کنید که احساس زنده بودن به شما دست دهد.

4. دور و اطرافتان را با آدم هایی پر کنید که از زندگی کردن لذت می برند. آنها مطمئناً فهمیده اند چطور باید زندگی کنند و از زندگی کردن لذت ببرند. چرا نباید با این آدم ها بگردید؟

5. ناراحتی، درد و عصبانیتتان را زمین بگذارید. حمل کردن آنها با خودتان فقط زندکیتان را سخت تر می کند و نمی گذارد از زندگی لذت ببرید. هیچ فایده ای برایتان ندارد و همه خوشبختیتان را هم می دزدد.

6. بگذارید بازنده ها برنده شوند. درمورد چیزهایی که برایتان اهمیت ندارند بحث نکنید، مگراینکه واقعاً تهدیدی برایتان تلقی شوند. بگذارید کسانیکه چیزی برای ثابت کردن دارند آنچه که لازم دارند را اثبات کنند. چرا باید زندگیتان را در تلاش برای درست کردن اشتباهات آنها هدر دهید؟

7. انرژی تولید کنید. ببخشید و دوست داشته باشید بعد نتیجه گیری کنید. اکثر نتیجه هایی که به آن می رسیم نه تنها اشتباه هستند بلکه منفی اند. نتیجه گیری های منفی ما را به حالت دفاعی می کشاند. قرار گرفتن در حالت دفاعی زندگی کردن نیست. پنهان شدن از آن است.

8. نشانه های فیزیکی زمانی که رابطه مغز و قلبتان قطع می شود را بشناسید. وقتی برای خودمان افسوس می خوریم یا نسبت به احساسات دیگران کور می شویم خودمان می فهمیم. می توانیم به یاد بیاوریم که وقتی بدرفتاری کردیم چه حس فیزیکی داشتیم. باید این نشانه ها را بشناسید تا بتوانید آن رفتارها را متوقف کنید.

9. ریسک های کوچک کنید که به طرق مختلف مرزهایتان را گسترده تر می کند. لذت زندگی در یاد گرفتن چیزهایی است که با مهارت های ما در ارتباط است. وقتی کمی از نظر عقلی، فیزیکی یا احساسی خودمان را گسترش می دهیم، رشد می کنیم. زندگی کردن یعنی رشد کردن. حتی تک تک سلول های شما این را می دانند.

10. برای افراد یا مکان هایی که برایتان مهم است ارزش قائل باشید و از آنها حمایت کنید. کار ما زندگی ما نیست. فقط بخشی از آن است. اجازه بدهید کسانیکه برایتان اهمیت دارند در اولویت زندگیتان باشند و به همه این را نشان دهید. شماره 1 و 2 را دوباره بخوانید.

ما با هرآنچه که داریم وارد زندگی می شویم. زندگی ما متعلق به ماست. زندگی شما فقط آنچه که برایتان اتفاق می افتد نیست، این شمایید که می توانید آنرا خلق کنید.
souzhe@gmail.com





طرف ما مرگ هم طاوون داره...
طرف ما کلکسیون بدبختیه ...
طرف ما همه پیاده ان یه عده سواره ...
طرف ما همه چی واسه ما بی معنیه ...
طرف ما معرفت لبه خیابونا وله ....
طرف ما جانی تو دانشگاه درس میخونه ...
طرف ما عجیبه دانشجو تو زندونه ...
طرف ما ...



..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
.... ...I Love you
..... ...I Love you
..... ...I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
.... ...I Love you
..... ...I Love you
..... ...I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
...I Love you
.....I Love you
موضوعات وب
امکانات وب