|
روزگـــــــــــــــــــــــــــــــــار ما!جسم پژو مغز پیکان
| ||||||||
♥خــوش اومــــــــــــــــدی♥ here is your home گذاشتن نظر ملاک نیست♥مهم خواندن مطالب است ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥ "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 ] [ 9:48 AM ] [ alone boy ]
اهنگ سوت و کور از البوم استرس ![]() "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 0:8 AM ] [ alone boy ]
توصیه میکنم حتما دانلود کنین.ورژن جدید اهنگ بادوبارون از البوم اما(EMA)از زدبازی اهنگ بادوبارون حسین و صادق
[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 12:55 PM ] [ alone boy ]
چپ راست راست چپ راه نمی روند
گاوهای عاشق که علف می کِشند و شعرشان در پستان می خشکد
و با عینک هایی بر چشم در می نوردند خطوط اندام یکدیگر را که در بستر رودخانه روی هم می افتد
نیم متر از آسمان پایین تر گاوهای عاشق علف می کشند و با موسیقی کلیسا ها و مسجد ها بندری می خورند بندری می رقصند "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 2:45 PM ] [ alone boy ]
مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست! بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. ♥......♫....♪....♥
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 10:18 PM ] [ alone boy ]
دست بردار از این میکدهی سر به سری [ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 10:28 AM ] [ alone boy ]
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه جایی که من تنها شدم شب قبله گاه آخره اونجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشن و اینقدر سو سو میزنم شاید یه شب دیدی من و شاید شبی دیدی منو هرجا چراغی روشنه... "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 4:54 PM ] [ alone boy ]
ایـن و آن را به سـوال می کـشـد درد مـی کـشـد درد از روی مـغـز,از روی بـلاتـکـلـیفـی سـمـت راست را نمیفهمد چه کسی میفهمد؟ شاید این باشـد,شایــــد آن؟ چه کـسـی مـیـفـهـمـد؟ تـیـکـه سـنـگـی مـیـلـغـزد چـه کـسـی مـیفهـمـد؟ مـاجـرای سـنــگ لـغـزان؟ ســاز هــای خــرافــات درد اســت این فــقــط ســنـگ فـهـمیـد چه کـسـی مـیفـهمـد؟ بـــوی اثـار روبــاه لحــظـه ی تـلـخ ذوق هـا حمـله روی خـط مــغــز هـا چــه کــسی مـیـفـهـمـد؟ [ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 ] [ 10:25 PM ] [ alone boy ]
به مــا مــی گــفــتــنــد : نباید پپسی بخورید گناه دارد! وقتی به تهران آمدم ، اولین کاری که کردم از یک دست فروش یک پپسی گرفتم درش تالاپ صدا داد و باز شد بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است آن روز نتیجه گرفتم که : گناه خیلی شیرین است.
[ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ] [ 9:33 AM ] [ alone boy ]
در پي درخواست وزير آموزش و پرورش براي جداسازي كتاب درسي دختران و پسران ، داستان دهقان فداكار در كتاب درسي دختران به صغراي فداكار تبديل شد داستان جديد: صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش ببندد و به آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده کند که یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه ی مسافران شهید شدند اما صغرای فداکار دین و اعتقادش را زیر پا نگذاشت. [ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 2:50 PM ] [ alone boy ]
دیشب یه پشه نیشم زد . پاشدم دنبالش کردم . بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم ! اومدم بکشمش ، یــهـو گفت: بــابــا !!! راست میگفت : من باباش بودم ! آخه خون من تو رگهاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !!!
"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 1:44 PM ] [ alone boy ]
در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند . سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی"اهمیت بستن گربه" و الان هم رسیده به ما... [ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 8:35 AM ] [ alone boy ]
خدایا حواست هست؟؟؟ صدای هق هق ام از گلویی می آید که تو گفتی از رگش به من نزدیکتری... مشکلی نیس بــمــانـــد... AZD100 "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ] [ 4:8 PM ] [ alone boy ]
ای سقوط بی تامل زیر تکبیر مداوم [ جمعه پنجم آبان 1391 ] [ 12:13 PM ] [ alone boy ]
پشت دیوارهمین کوچه بدارم بزنید... من که رفتم...بنشینیدوفریادم بزنید... باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد... بنویسید که بد بودم دارم بزنید... من از آیین شما سیر شدم... پنجه درهرچه که واهمه دارم بزنید... دست هایم چقدر بود که به دریانرسید؟؟؟ خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید...
"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ شنبه بیست و نهم مهر 1391 ] [ 2:41 PM ] [ alone boy ]
ديگر از عبور در حاشيه خسته ام ... هوای اين اطراف بر سرم لحافِ سنگينی ست حالم درد میکنـــد ... گاهی فکر می کنم در روزهای خستــه مرگ حتی ادامــه ی تنهايی ماست تو صاحبِ همه چيزِ اين اتاق بی همه چيزی قبو ل! امــّــا اين خانه مهمان تازه نمی خواهد برو! "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 4:1 PM ] [ alone boy ]
الهه ی دروغین زمان ما بالای سرش کبریت حادثه را چون بکشد., بر اندام غمگینش باید که نخوابد. آرام بوسه بگیرد بدهد دست هایش بالا تسلیم نشود به سلامتی مرگ سگی بزند
"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
زندگی کند AZD100% [ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 4:54 PM ] [ alone boy ]
تو اون دردی که تو تاریخ به پای واژه افتاده تو از نسلی که تو جنگم ببین مردونه وایستاده تو با غروری و تلخی تو لحنت مثلِ حرفاته یه جماعتی با عشق به دردای تو دل داده که به هم نسلِ غمگینت شرافت رو تو یاد دادی تو حک میشی تو قلبِ تن به اسمِ خوبه آزادی azd100% "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 3:20 PM ] [ alone boy ]
به کثیفی این جمله ،
که بگم آه .....این یه
سرنوشته تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم
"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
به تلافی این شب این سیاهی سی ساله به بخوابی این اسبان ،
این چند میلیون گوساله به این که چطور یادمون
رفت ، اشتباهات گذشته برگردون زندگیمو رو به اخر بودن بزار معنی بگیره شعر مرگ و سرودن AZD100% [ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 4:38 PM ] [ alone boy ]
همیشه فردای خود را صدا زدم چون بهش اعتماد داشتم اما هیچوقت امروز را صدا نزدم چون بهش اعتماد نداشتم ولی الان فهمیدم امروز همان فردای دیروز است AZDTRW100% "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 11:25 AM ] [ alone boy ]
از آمدنم هیچ معلوم نشد یک نمای الکی، یک نمای الکی این جان نزارم هیچ پالوده نشد یک فضای الکی، یک فضای الکی از سطح خرافه این زبانم نگذشت یک صدای الکی، یک صدای الکی گل یافته شد به دست منپوچ نشد یک هوای الکی، یک هوای الکی *** از آمدن و رفتن ما سودی کو یک حبوط الکی، یک سقوط الکی دردا و ندامتا که تا چشم زدیم، مامور که گرفت ما را بابا خیط نشد به خدای الکی، یک به خدای الکی *** خر از سر شهنه، یک نمد ساخت ولی یک کُلای الکی، یک کُلای الکی سرتاسر صحنه آش نذری بود نیّتای الکی، نیّتای الکی یک هفته به من مرخّصی می دی؟ لذّتای الکی، لذّتای الکی با اون گُلای پائولوروسی حال کردم یک گُلای الکی، یک گُلای الکی دست پخت عشقم قورمه سبزی بود سبزیای الکی، سبزیای الکی *** وای دهه ی چهل خیلی باحال نو و او او او ووو وستالژیای الکی، تالژیای الکی ایام قدیم مردونگی بود هیبتای الکی، هیکلای الکی وقتی بچه بودیم نون خونگی بود مزّه های الکی، مزّه های الکی مردا حالا دیگه سیبیلشو دارند سیبیلای الکی، سیبیلای الکی تا حالا جمعِ روشن فکرا رفتی؟ روشنفکرای الکی، چهره های الکی تا حالا تفریق روشن فکرا رفتی؟ تیکه های الکی، تیکه های الکی تا حالا ضرب روشنفکرا، تقسیم روشنفکرا رفتی؟ ماس مالیای الکی، ماس مالیای الکی تا حالا با رئیس وستینگهاوس شام خوردی؟ لحظه های الکی، لحظه های الکی تا حالا از کسی دل بردی؟ اوهوم اوهوم اوهوم، اوهوم اوهوم اوهوم سرفه های الکی، سرفه های الکی اونا با ما دشمنن، ما خوبیم اونا انن، این غربیای الکی، این شرقیای الکی توهمای الکی، توهمای الکی تا حالا زنی که پل ریکور بخونه دیدی؟ دانشای الکی، دانشای الکی تا حالا با زنی که پل ریکور خون باشه... هوم.....؟ هوی و های الکی، هوی و های الکی یک هوای الکی (هوا هوا هوا) یک فضای الکی (فضا فضا فضا) یک هوای الکی (هوا هوا هوا) یک فضای الکی (فضا فضا فضا) از شهر برو بیرون فضات عوض شه جاده های الکی کوه ها، دشت ها، تپه های الکی، تپه های الکی، خلقتای الکی *** قدم زدن در زیر بارون، رو ماسه ها دراز کشیدن قدم زدن در زیر بارون رو ماسه ها دراز کشیدن اینا همه با اون صفا داشت، دنیای عشق ما چه ها داشت یک وفای الکی، یک صفای الکی یک وفای الکی، یک صفای الکی من هرچی می گم واسه خودته دختر ادعای الکی، ادعای الکی این چه جور ، این چه جور جفایی ه که دیگه جفا نمی کنی؟ زر زرای الکی، زر زرای الکی تو نسبت به دیگران موفق تری نسبتای الکی، نسبتای الکی باید سعی کنی از قافله عقب نمونی سبقتای الکی، سبقتای الکی باید سعی کنی همه چی رو ول کنی بدویی بندازی بدویی تا انتها بدویی تا انتها انتها انتهای الکی نه نه، انتها، انتها، انتهای همه چی، انتهای همین سِتلیس، انتهای امشب، انتهای همین کنسرت انتها! انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی انتها، انتها، انتها، انتها ccccc زر زرهای الکی "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 3:10 PM ] [ alone boy ]
"<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ شنبه یکم مهر 1391 ] [ 11:36 AM ] [ alone boy ]
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 10:40 AM ] [ alone boy ]
انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه ! یه سوال فنی: چرا “فوت” سرده و “ها” گرمه ؟ مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا “فوت” میکنی سرده و “ها” میکنی گرمه ؟ حالا به این فکر کردین ؟ چرا سیصد تومن ، سی تا صد تومنی نمیشه؟ ولی هشتصد تومن ، هشت تا صد تومنی میشه !؟ فقط یه ایرانی می تونه بره به یک مسافرت چند روزه برای استراحت… بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه برای اون چند روز استراحت هیچ لذتی مثل این نیست دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یکیشو رو فرش پیدا کنی فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛ نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد. جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی! ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا توجه : هارد و دسکتاپ هر فرد نشان دهنده شخصیت اوست ! ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد ! اون زمان که میلیون پول بود ، ما اون میلیونُ نداشتیم . الان که میلیارد پوله ، ما باز اون میلیونُ نداریم: "<-CategoryLink->"><-CategoryName-> [ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 5:20 PM ] [ alone boy ]
"<-CategoryLink->"><-CategoryName->
[ جمعه سی ام تیر 1391 ] [ 4:31 PM ] [ alone boy ]
|
||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||