روزگـــــــــــــــــــــــــــــــــار
دوباره کلمه دردسرساز میشه.بزودی...
 
آخرین مطالب
 
پیام ماهانه روزگار

گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.
ما در خرابه ای پر از نا امیدی عشق را پیدا کردیم...!
 

ما در خرابه ای پر از نا امیدی عشق را پیدا کردیم...!

گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.
و اینک این همان انسان است ...

همه چیز ارام بود.

ابتدا را میگویم،همان ابتدای ابتدا.

باد بود نه طوفان.کوه،دریا،ابر،خورشید،ماه،ستاره

بدون دستور،اجبار،زور اختیار.ایین،رسم،ادب،فرهنگ،...

و اما،گویا چیزی کم بود.کم که نه،وجود نداشت.

چیزی که باید تمام این پدیده ها را میفهمید.

پدیده ها نیز از این بی اهمیتی رنج برده و از افریننده خود گله مند شدند.

صدای اعتراض به گوش جهان رسید.

جهان که دموکراسی وجود داشت به این اعتراض گوش فرا داد و موجودی را ساخت.

موجودی با دوپا و دو دست که همان ابتدا تنها چیزی که میفهمید حرکاتی موزون بود.

دست و پایش را بطور هماهنگ و بیخود و بی جهت تکان میداد انگار که فرق بین دست و پا را نمیدانست.

جهان این موجودات را انبوه سازی کرد و برند تبلیغاتی خود را بنام بدان (بفهم)گذاشت.

و بعد...

موجودات دو دسته شدند،

دسته اول هیچوقت فرق بین دست و پا را نفمیدند.

و دسته دوم تنها فرق بین دست و پا را فهمیدند.

و بعد...

دسته اول و دسته دوم هر کدام به گروه های متعددی تقسیم شدند.

و امروز..

باز صدا هایی شنیده میشود که گوش جهان به ان ها توجهی میکند.

باز صدای همان اعتراض.

این بار پدیده ها نیاز به دسته سوم دارند.

دسته ای که دست دارند و پا هم دارند،فرق ان هم میفهمند.

اما در کنار این صدایی دارند که می توانند با جهان سخن بگویند.

نه کتابی داشتند نه ثباتی.نه تبلیغ نه مبلغ.هیچ هیچ هیچ.

تنها چیزی که داشتند وجودشان بود که ان را هم به جهان داده اند.

و تنها  با افریننده خویش سخن میگویند.

و جهان کسی بود بنام خدا.

و اینک اینان میدانند که صدایی هست.

میدانند.

و برابر نیستند،انان که میدانند با انان که نمی دانند.

3/4/1393سه شنبه alone boy

 

گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.

گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.

لطفا خــر نشوید



افسارتان را ندهید به دست کسی!

به دلتان هم ندهید!


به هیچ کس ندهید . . .!


افسارتان را ببندید به درخت!


و همان جاعلف بخورید!



علف خوردن سگش شرف دارد به سواری دادن!

گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.
ته سیگار...

بر لب هامان گذاشتیم سیگارها را

سرد بودند آن اول ها امــا شیرین

کـام میگرفتیم از آن ها و مست بـودیم

امـا افسوس که تقدیر چیز دیگری میخواست

سـیـگارهامان میسوختند و خاکستر میشدند

گــرم شــده بـــودند امــا تــــلخ

تو,ته سیگارت را زیر پا له کردی و رفتی به دنبال نخی دیگر

امــا من سالهاست که آن ته سیگار را میکشم


گذاشتن نظر ملاک نیست،مهم خواندن مطالب است.


 
 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ